|
اي هستي
بخش وجود مرا بر نعمات بي كرانت توان شكر نيست ذره ذره وجودم براي تو
و نزديك شدن به تو ميتپد
الهي مرا مدد كن تا دانش اندكم نه
نردباني باشد براي فزوني تكبر و غرور نه حلقه اي براي اسارت و نه
دست مايه اي براي تجارت بلكه گامي باشد براي تجليل از تو و متعالي ساختن زندگي
خود و ديگران
... در هر حرفه اي كه هستيد نه اجازه دهيد كه
به بد بينيهاي بيحاصل آلوده شويد و نه بگذاريد كه بعضي لحظات تاسف بار كه
براي هر ملتي پيش ميايد شما را به ياس و نا اميدي بكشاند . درآرامش
حاكم بر آزمايشگاهها و كتابخانه هايتان زندگي كنيد
نخست از خود بپرسيد
(( براي يادگيري و خودآموزي چه كرده ام ؟))
سپس
همچنان كه بيشتر ميرويد بپرسيد
(( من براي كشورم چه كرده ام ؟))
و اين
پرسش شادي بخش را آنقدر ادامه دهيد تا به اين احساس شاديبخش و هيجان انگيز
برسيد كه شايد سهم كوچكي در پيشرفت و اعتلاي
بشريت داشته ايد
اما هر
پاداشي كه زندگي به تلاشهايما ن بدهد يا ندهد هنگامي كه به پايان تلاشهايمان
نزديك ميشويم هر كداممان بايد حق آن را داشته باشيم كه
با صداي بلند بگوييم
(( من
آنچه در توان داشته ام انجام داده ام ))
لوئي پاستور
(
1895-1822 )
در بیابان های کویری گیاه هائی وجود دارد که به آن ها میگویند
< آدور >
آدور مثل خار شتر می ماند این گیاه در جائی سبز می شود مقاومت می کند ومی ماند
که هیچ گیاهی در آنجا نمی تواند دوام بیاورد . آدور با اینکه بوته کوچکی است
ولی با ریشه ای که میگویند تا 10 -15 متر آن را به اعماق زمین می فرستد از
کمترین آب ونم استفاده می کند و خودش را حفظ می کند
در یزد این گیاه را که ما به آن آدور می گوئیم می برند در
Search
اسم اصلی این گیاه دورمون یا دورمنه است . در یزد این گیاه را از روی خاک می
بریدند و وسطش را باز میکردند وداخلش تخم هندوانه یا خربزه می گذاشتند بعد با
نخ می بستند ورویش خاک می ریختند با کمی آب .
آدور با ریشه ای که گفتم تا 15 متر زیر خاک نفوذ می کرد آب را از زیر زمین می
مکید و به این تخم هندوانه یا خربزه می رساند وآن بزرگ وبزرگ می شد و به
هندوانه های شیرین بسیار بزرگ تبدیل می شد .
زندگی در روستا های کویری چنین حالتی دارد به حیا ت وآب خوردن وزنده ماندن
خارشتر وآدور می ماند
انسان ها از کوچک ترین چیز ها استفاده می کنند تا بمانند
.
تشبیه عمیق ومعناداری است به مثابه موجودات کویری إ إ
إ
این واقعیت است من این موضوع را با پوست واستخوانم لمس کرده ام
(پروفسور سلطان زاده)
" براي چيزي كمتر از
بهترين بودن نبايد تلاش كرد "
|
ارزش انسانها به چیزهایی
نیست که بدست می آورند بلکه به دلهایی است که تسخیر می کنند |
کسانی که
به زندگی دیگران نور هدیه می دهند،روزی صاحب خورشید خواهند شد .
زندگی
ریاضی است
خوبی هارا جمع کنید
شادی هارا ضرب کنید
درد ها را تقسیم کنید
نفرت را زیر رادیکال ببرید
عشق هارا به توان برسانید
گاندی:
تولد هر کودک بشارت
امیدی است که شاید او نجات دهنده بشریت باشد
عجب از
کار بندگانم
خداوند می فرماید: از پنج کار بندگانم در عجب هستم
دوران جوانی را در آرزوی بزرگ شدن به سر می برید و
دوران بزرگسالی را در حسرت باز گشت به کودکی می گذرانید
سلامتی خودرا فدای مال اندوزی می کنید پس از آن تمام
دارائی خود را صرف بازیابی سلامتی می کنید
به قدری نگران آینده هستید که حال را فراموش کرده در
حالی که نه حال را دارید و نه آینده را
طوری زندگی می کنید که گوئی هرگز نخواهید مرد در حالی
که پس از مرگ گور های شما گرد وغبار در بر میگیرد که گوئی هر گز نبوده
اید
قلب دیگران را در لحظه ای با گفتارتان مجروح می
کنیدوبرای التیام بخشیدن آن سال ها وقت صرف می کنید
پس چرا
؟
-
این خانه قشنگ است
ولی خانه من نیست
این خاک چه زیبااست
ولی خاک وطن نیست
آن کشور نو آن وطن دانش و صنعت
هر گز به دل انگیزی ایران کهن نیست
در مشهد ویزد و قم و سمنان ولرستان
لطفی است که در کلگری ونیس وپکن نیست
در دامن بحر خزر و ساحل گیلان
موجی است که در ساحل دریای عدن نیست
در پیکر گل های دلاویز شمیران
عطری است که در نافه آهوی ختن نیست
پاریس قشنگ است ولی نیست چو تهران
لندن به دلاویزی شیراز کهن نیست
هرچند که
سرسبز بود
دامنه آلپ
چون دامن البرز پر از چین وشکن نیست
این کوه بلند است ولی نیست د ماوند
این رود چه زیبا است
ولی رود تجن نیست
این شهر عظیم است
ولی شهر غریب است
این خانه قشنگ است
ولی خانه من نیست
اینجا سرزمین ماست
-
اینجا سرزمین ماست ، این قطعه جغرافیا همیشه متعلق
به ما بوده است ، از گذشته های دور تا آینده ای پر غرور که در تصور
هم نمی آید . با هر طلوع ، خورشید سر انگشتان مهربان ونوازشگرش را
بر فلات ایران می افشاند ، جویبارانش روان می شوند وکوهسارانش ،
مغرور تر از دیروز می ایستند .
-
اینجا سرزمین ماست ،
کویرش
پهنه استقامت و سرسختی مردمانی است که قنات و قنوت وقناعت را در برابر
جهان گذرانده اند ،
جنوبش
زیستگاه رادمردان وشیرزنانی است که دین داری و میهن
پرستی را بهم آمیخته اند وشمالش
زادگاه مردمان نجیب ومهربان و قلندری است که چون دریای
مازندران آرام وعمیق ومهربانند وچون شیر البرز در برابر بیگانه.
-
اینجا سرزمین ماست، سرزمین اهورائی ، سرزمین مهر ،
سرزمین اسلام ، اقلیم پاک همزیستی گرم مذاهب واقوام خاک پاک پدران سخت
کوش وباشرف ، مهد فرزندان غیور ومادران مهربان وایثار گر .....
-
اینجا سرزمین ماست، درختانش قامت استواری اند
ورودسارانش جلوه زندگی ودشتستان هایش آئینه بی کرانکی ما در این دیار
، تا همیشه تاریخ خواهیم ماند ومهیب ترین طوفان ها ووحشی ترین باد ها
نهیبی از ترس بر چهره مان ودرنگی از تردید در گام هایمان نخواهد گذارد
تا خورشید
خداوندی هر صبح طلوع میکند ، این
سرزمین زنده وجاودانه وپاینده خواهد ماند .
-
اگر طوفانی گزندی بر آب وآبادانی مان زند با دست های
توانا ومعمار فرزندانمان دوباره وبهتر از پیش آبادترش خواهیم کرد واگر
خراشی بر اراده وشکیبائی مان بیندازند ، به دانش وتجربه وحلم پدرانمان
، راسخ تر از پیش بازش خواهیم ساخت واگر زخمی بر ما وارد شود ، دست های
مهربان مادرانه مادرانمان التیامش خواهد داد ......
-
اینجا سرزمین ماست ، با مردمانی که زیر باران دلنواز
سرزمین مهر می زیند وصلابت وپایداری وجاودانگی شان را پاس میدارند
وپروردگار مهربانشان را سپاس می گذارند
وپرچم سه رنگشان را بر بلند ترین قله کوه های بلندشان همیشه
در اوج اهتزاز نگاه می دارند ...
پیامی از دکتر علی شریعتی
مردم اغلب بی انصاف، بی منطق و خود محورند
ولی آنان را ببخش
اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند
ولی مهربان باش
اگر موفق باشی دوستان دروغین و دشمنان حقیقی خواهی
یافت
ولی موفق باش
اگر شریف ودرستکار باشی فریبت می دهند
ولی شریف ودرستکار باش
آنچه در طول سالیان سال بنا نهاده ای شاید یک شبه ویران کنند
ولی سازنده باش
اگر به شادمانی وآرامش دست یابی حسادت می کنند
ولی شادمان باش
نیکی های درونت را فراموش می کنند
ولی نیکوکار باش
بهترین های خود را به دنیا ببخش حتی اگر هیچگاه کافی نباشد و در نهایت می
بینی
هر آنچه هست ، همواره میان تو وخداوند است ، نه میان تو ومردم
پیامی ازعلامه شهید آیت....مطهری

بقراط:
فکر کردن از مردن سخت تر است.
چینی
ها می گویند:
کمرنگ ترین جوهر بهتر از قوی ترین حافظه است.
پاييز
پاييز از را مي رسد، خيلي ها احساس افسردگي مي کنند. آرزوهايشان را به
زمستان گره مي زنند و به جاي برگ هاي پاييزي با اولين تگرگ ، به زمين مي
افتند. بسياري هم دلخور از چند و چون زندگي پا روي برگ هاي خشکيده اي که
ميهمان زمين شده اند ، مي گذارند و از شنيدن صداي خرد شدنشان لذت مي برند.
اما اندک مردمي هم هستند که نه با رسيدن پاييز افسرده ميشوند ، نه از آمدن
زمستان دلگير.
آن ها همان کساني هستند که نيمه ي خالي هيچ ليواني را باور ندارند، چون به
يقين مي دانند حتي آن نيمه هم پر ازهواست
و پا روي هيچ برگ خشکيده اي نمي گذارند ، چرا که هرگز فراموش نمي کنند اين
برگ هاي خشکيده وبر زمين افتاده ، همان برگ هايي هستند که روزي به آن ها
نفس بخشيده اند. کاش ما هم از جمله افرادي باشيم که در گذر زمان حرمت و
ارزش کساني را که در جايي از مسير زندگي با لطف و محبت و مهرباني شان راه
سعادت را برايمان هموارتر کرده اند ، از ياد نبريم.

انسان های بلند مرتبه
در طول تاریخ همان هائی بوده اند که جوهره خلقت خودرا به کار گرفته اند
ونقش خدائی شان را بر روی زمین به انجام رسانده وبا تمام توان در خدمت
مخلوقات دیگر بوده اند
انسان های فراموش کار
هنگامی که غرق در نعمات آفریدگار هستی که توسط بندگان قدرت مندش به ظهور
رسیده اند میشود ، از یاد می برد که چه رنج ها در پس این آرامشی که نصیبش
شده نهفته است .
|