درون خانه هائي كه در زير بادگير هايش باد خنك نوش جان كني .

سرزميني كه آتش وكندر درمعبد پاك اهورا آنجا كه موبد پيرايه هاي سپيد اوستا را مي خواند واقليت زرتشتيانش به زبان نياكان سخن مي گويند


نام ايران و ايرانيان همواره از ابتداي تاريخ بشريت با عنوان پيام آور صلح ،
رحمت و قانونمداري بر تارك زمين درخشيده است، گواه آن را با گذري در لا به لاي
ستونهاي تو در توري تاريخ تخت جمشيد ميتوان ديد.
سينه ستبر تاريخ در مهد تمدن كه با ديواره و نقش نقش تخت جمشيد پيش روي ما قرار
دارد ، گواهي مي دهد كه نام ايران از ابتدا با صلح و قانون ، رحمت و مروت گره
خورده است. گوشه هايي از تاريخ ايران كه اكنون در قالب الواح و ستونهاي تخت
جمشيد ، گنجنامه ، كتب بيستون و .... خاستگاه تمدن پارسي نمايان است ، صلح ،
قانون ، محبت و خيرخواهي براي مردم و ملل ، دعوت به صلح و قانونمداري و توجه به
حقوق شهروندي از جمله مواردي است كه از سنگ نوشته هاي تخت جمشيد استنتاج ميشود
،در اين كتيبه ها به روشني مشخص است كه مردم به رعايت قانون و پرستش اهورا مزدا
(خداي بزرگ) دعوت شده اند ، تخت جمشيد را همگان بدرستي خاستگاه تاريخ و تمدن
كهن پارسي و يادآور عظمت و غرور ملي ايرانيان مي دانند ، عظمت نهفته در سنگ سنگ
بناي تخت جمشيد چشم هر انسان ايراني و غير ايراني را در خود مي گيرد و او را
به ارج نقطه تاريخ مي برد ، جايي كه تنها گزينه اي كه وجود دارد بشريت است ،
نژاد ، رنگ و سليقه ها آنجا جايي ندارد.
منم كوروش شاه هخامنشي ؛ آزاده اي از ايران.فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و
موميايي كردن به خاك بسپارند تا اجزاي بدنم خاك ايران را تشكيل دهد.
(كوروش بزرگ)
كوروش : بزرگ مرد تاريخ ايران زمين و از بي همتاترين شهر ياراني است كه تاريخ
جهان به خود ديده انساني بلند جاي و ابرمردي بي مانند كه نام او و نام ايران با
هم آميخته و براي جهانيان سرافرازي آفريده از دليري ، منش و بينش او ،
آريائيها يكپارچه شدند و توانستند در سده هاي پس از خود تمام تمدنها و قدرتهاي
كوچك و بزرگ را زير پرچم خود درآورد. هويت ايراني بر پايه اجتماعي و فرهنگي
مادهاي آذربايجان و كردستان ، پارسهاي جنوب و پارتهاي شرق ايران زمين پايه گرفت
و پايدار ماند.
به يك زبان ،پايندگي ايران از هخامنشيان و شيوه شهرياري و مردمداري آنان
وامدار است. ايران زمين به مانند رود خروشان از ابتداي تاسيس شاهنشاهي كوروش
بزرگ كه براي نخستين بار يك كشور بنام ايران را پايه گذاري نمود ، تا به امروز
در جريان بوده است. هر چند در پاره اي زمانها گل آلود شده و يا از جريانش
كاسته شده و يا ناپاكي هايي به آن آميخته ، ولي هيچگاه جايگاه راستين خود را از
دست نداده و هميشه در ايران مانده است.مردم اين كشور مانند درختي در كنار اين
رود روئيده و باليده اند. از آن سيراب شده اند و در حاليكه ريشه در سنت درخشان
اين مرز و بودم دارند، هيچگاه از نوشيدن و تارگي نگريخته اند. با هر بهاري
دوباره زنده شده اند و نوآوري و باروري را تجربه كرده اند. ايرانيان كوروش را
پدر و يونانيان كه قانون گزار مي ناميدند. يهوديان اين پادشاه ايراني را مسيح
پروردگار بشمار مي آوردند و بابلي ها او را دوست مردوك خداي خود مي دانستند. او
ذوالقرنين كتاب آسماني مسلمان است ، به راستي تمام دنياي باستان ، كوروش را
مردي آزاده ، دلير ، مهربان ، با منش نيك ، با دانش و سياست مي دانست. جهان
امروزي هم از كوروش زندگي او آموزه هاي بسياري بر گرفته است. كوروش بزرگ (529 –
576 قبل از ميلاد) شاه پارسي به انگيزه بخشندگي ، بنيان گزاردن حقوق بشر ،
پايه گذاري نخستين امپراتوري چند مليتي و بزرگ جهاني ، آزاد كردن برده ها ،
احترام به دين ها و كيش هاي گوناگون ، گسترش تمدن و ... شناخته شده است و ...
اين چند كلمه بسيار كوتاه از منش يك ايراني بود : غربيها ، تاريخ گذشته ما
ايرانيها را خيلي بهتر از اكثر ما ايرانيان كه مطالعه در مورد تاريخ و جغرافياي
اين كشور كهن نداريم مي دانند. تاريخ نگاري غربي مانند : هرودوت ، گزنفون
استرابون گنزباس و ... كه تاريخ ايران را ثبت كرده اند ( تاريخ ده هزار ساله
ايران سرزمين جاويد روزگاران ، تاريخ كلي ايران و...) تاريخ نويسان كشورهايي
بوده كه دشمن ما بوده اند كه تازه حقيقت را ننوشته اند بايگاني سازمان مللي
مراجعه كنيم خواهيم ديد كه قانون حقوق بشر از طرف يك ايراني تدوين و منتشر شده
است و يا مطلبي كه بالاي آن آسمان خراش خودنمايي مي كنند (بني آدم اعضاي
يكديگرند...) از يك فرزند اين مرز و بوم كهن و اهورايي است. در حقيقت غربيها
بايد بدانند پاسارگاد ايران اولين سازمان ملل در قرن ششم قبل از ميلاد بود كه
توسط يكي از فرزندان اين كشور كهن پايه گذاري شد. چرا پس از گذشت بيش از 2500
سال ، از سوي جامعه جهاني ، روز 29 اكتبر ( روز جهاني كوروش كبير ) ناميده شد؟
چرا روز اسكندر ، چنگيز و ... نداريم ؟
منشور آزادي و حقوق بشر كوروش كبير ، بي گمان از بزرگترين افتخارات ايران است.
چرا كه خداجوي ، آزادگي و دادخواهي ايرانيان بيش از 2500 سال پيش از زبان
سردار بزرگ خويش به جهانيان نشان داد ، آن هم در زماني كه جنگ و خونريزي و
بيداد و برده داري در ميان قومهاي وحشي و متمدن آن روزگار امري رايج و عادي
بشمار مي رفت . تمدن بشري هنوز مراحل تكامل نپيموده بود و در عصر آهن به سر مي
برد و بيان گفتارهايي كه امروز هم در بسياري از جاهاي دنيا هنوز تازه و نو
بشمار مي آيد ، در 25 سده پيش جاي شگفتي و تفكر بسيار دارد.
بي گمان نياكان ما از ديد فرهنگ و تمدن در آن زمان به جايگاهي رسيده بودند كه
امروزه بسياري از مردم جهان حسرت آن را مي خوردند و راه درازي براي رسيدن به آن
در پيش رو دارند منشور كوروش بزرگ كهن ترين بيانه حقوق بشر شناخته شده جهان و
سند سربلندي از همزيستي آشتي جويانه و گرامي داشتن باورها و انديشه هاي همه
مردمان زير پرچم در هنگام بنايد گذاري نخستين امپراتوري جهان است. منشور كوروش
هخامنيش ارمغاني است از سرزمين و مردم ايران براي جهاني كه از جنگ و خشونت
غربيها خسته است و از آن رنج مي برد. منشور حقوق بشر كوروش نشان كاميلي از
شايستگي و لياقت نژاد ايراني است.
فرمان حقوق بشر كوروش كبير هخامنشي
اينك كه به ياري اهورامزدا تاج سلطنت ايران ، بابل و كشورهاي جهات اربعه را بر
سر گذاشته ام اعلام مي كنم كه تا روي كه زنده هستم و اهورا مزدا توفيق سلطنت را
به من مي دهد دين و آئين و رسوم ملتهائي را كه من پادشاه آنها هستم محترم خواهم
شمرد و نخواهم گذاشت كه حكام و زير دستان من دين و آئين ملتهائي را كه من
پادشاه آنها هستم يا ملتهاي ديگر را مورد تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين
نمايند. من از امروز كه تاج سلطنت را بر سر نهاده ام تا روزيكه زنده هستم و
اهورا مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد هرگز سلطنت خود را بر هيچ ملتي تحميل
نخواهم كرد و هر ملت آزاد است كه مرا پادشاه خود بداند. من براي سلطنت آن ملت
مبادرت به جنگ نخواهم كرد ، من تا روزيكه پادشاه ايران ، بابل و كشورهاي جهات
اربعه هستم نخواهم گذاشت كه كسي به ديگر ظلم كند و اگر شخصي مظلوم واقع شد من
حق وي را از ظلم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم كرد. من
تا روزي كه پادشاه هستم نخواهم گذاشت مال غير منقول يا منقول ديگري را با زور
يا به نحو ديگر بدون پرداخت بهاي آن و جلب رضايت صاحب مال تصرف نمايند. من تا
روزي كه زنده هستم نخواهم گذاشت كه شخصي ديگر را بدون پرداخت مزد بكار بگيردم
من امروز اعلام مي كنم كه هر كس آزاد است كه هر ديني را كه ميل دارد بپرستد و
در هر جا نقطه ائيكه ميل دارد سكونت نمايد و مشروط بر اينكه در آنجا حق كسي را
غصب ننمايد و هر شغلي را كه ميل دارد پيش گيرد و مال خود را به هر نحو كه ميل
دارد به مصرف رساند به شرط اينكه لطمه به حقوق ديگران نزند. من اعلام مي كنم هر
كس مسئول اعمال خود مي باشد و هيچكس نبايد را نبايد به مناسبت تقصيري كه يكي از
خويشاوندانش كرده و مجازات كرد و مجازات برادر گناهكار و بر عكس بكلي ممنوع است
و اگر يك فرد از خانواده يا طايفه اي مرتكب تقصير شود فقط بايد مجازات گردد نه
ديگران ! من تا روزي كه به ياري اهورامزدا سلطنت مي كنم نخواهم گذاشت مردان و
زنان را بعنوان كنيز و غلام بفروشند و حاكمان و زير دستان من مكلف هستند كه در
حوزه حكومت و ماموريت خود مانع از خريد و فروش مردان و زنان بعنوان كنيز و غلام
بشوند و رسم بردگي بايد بكلي از جهان برافتد و از اهورا مزدا خواهانم كه مرا در
راه اجراي تعهداتي كه نسبت به ملتهاي ايران و بابل و مليتهاي ممالك جهات اربعه
بر عهده گرفته ام پيروز گرداند.
اين
فرمان در كتابخانه ملي كشور انگلستان نگهداري مي شود.
