![]() |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
![]() |
خانواده خلاصه ای از
بیوگرافی دکتر سلطان زاده
فارغ
التحصيل دبستان فارغ
التحصيل دبيرستان
فارغ
التحصيل دکترای پزشکی دانشگاه تهران
1344 دبيرستان ايرانشهر يزد
فارغ
التحصيل دکترای پزشکی دانشگاه تهران
1344 دوره سربازی - سپاه بهداشت1345-1346
رييس
بهداری بندر ديلم در سال 1347
دوره
سربازی در سپاه بهداشت مدت 18 ماه سالهای 1345 -
1346 رييس
بهداری شازند اراک 1348 - 1351
استاد
يار گروه کودکان بيمارستان امام
حسين (ع) 1366
عضو
انجمن پزشکان کودکان ايران
طی
دوره بالينی عفونی مدت دو ما ه در Mayo
Clinic آمريکا
1372 آزمايشگاه
Mayo
Clinic آمريکا
1372 طی
دوره بالينی عفونی مدت سه ما ه در Mayo
Clinic آمريکا
1376 طی
دوره يک ماهه NICU
در Mayo
Clinic آمريکا
1376
طی
دوره يک ماهه NICU
در
بيمارستان 1376UCLA
- OliveView پنجمين جشنواره پژوهشي دانشگاه علوم پزشكي دریافت لوح
تقدیر توسط وزیر بهداشت و درمان به پروفسور سلطلن زاده
روز پزشک و زادروز حکیم ابو
علی سینا اول شهریور 1386 اولین مجمع
پیشکسوتان
متولد 2 / 4/ 1317 اهل يزد ساكن تهران
فارغ التحصيل دبستان هدايت يزد - 1330
فارغ التحصيل دبيرستان ايرانشهر يزد - 1336
1344 فارغ التحصيل دكتراي پزشكي دانشگاه
تهران
دوره سربازي در سپاه بهداشت مدت 18 ماه سالهاي 1345 و 1346
1347 رييس بهداري بندر ديلم در سال
دوره تخصصي اطفال مركز طبي كودكان از دانشگاه تهران 1354 - 1357
داراي بورد تخصصي كودكان از وزارت علوم و آموزش عالي 1357
رييس پلي كلينيك تراب در سالهاي 1359 - 1360
مسئول درمانگاه آموزشي بيمارستان كودكان مفيد 1360 - 1365
استاديار گروه كودكان بيمارستان امام حسين (ع) 1366
استاديار گروه كودكان درر بخش عفوني اطفال بيمارستان شهيد لبافي نژاد
1367 - 1368
دانشيار گروه كودكان بيمارستان امام حسين (ع) 1372 - 1379
از تاريخ14 تير ماه 1379 با درجه استادي در بيمارستان
امام حسين
از اول آذر ماه 1382 به درجه باز نشستگی نائل شدم .
در چهارمین چشنواره پژوهشی دانشگاه 1382 در جریان چشنواره غرفه ای برای
معرفی سایت دانستنی های پزشکی وتغذیه کودکان ونوزادان و خانم های
باردار در اختیار گذاشته شد.
در پنجمین چشنواره پژوهشی دانشگاه در آذر ماه 1383 به دریافت لوح تقدیر
ونشان افتخار ازطرف شورای دانشگاه نائل گردیدم.
درروز معلم در اردیبهشت 1385 نیز به دریافت لوح تقدیر از وزیر محترم
بهداشت ، درمان وآموزش پزشکی نیز نائل گردیدم.
در تاریخ 31 مرداد ماه 1376 در هفته زادروز حکیم ابو علی سینا به پاس
42 سال خدمت صادقانه در امر سلامت هم میهنان ودرمان بیماران در امر
پزشکی به دریافت لوح تقدیر از طرف رئیس کل سازمان نظام پزشکی جمهوری
اسلامی ایران شدم.
طي دوره باليني عفوني مدت دو ماه درMayo Clinic آمريكا ،( 1993)1372
طي دوره باليني عفوني مدت سه ماه در Mayo Clinic آمريكا 1376 (1997)
طي دوره يك ماههNICU در Mayo Clinic آمريكا (1997)1376
طي دوره يك ماهه NICU در بيمارستان اولیو ویو - UCLA (1997)1376
متاهل ودارای دو فرزند پسر یکی پزشک ودومی مهندس عمران وفوق لیسانس
سازه وهر دو درایران مشغول خدمت به هم میهنان میباشند.
كارهاي اجرائي پروفسور سلطان زاده
دبير اولين كنگره عفوني اطفال در سال 1369 هتل لاله
دبير اولين كنگره تنفسي كودكان در سال 1371 بيمارستان امام
حسين (ع)
دبير دومين كنگره عفوني اطفال در سال1373 بيمارستان امام
حسين (ع)
دبير اولين كنگره كاهش مرگ و مير مادر جنين و نوزاد در سال
1376 هتل استقلال
از پايه گذاران كنگره بزرگداشت استاد دكتر محمد قريب باتفاق يازده نفر
از استادان از سال 1358 جهت بزرگداشت استاد وارسته و احترام
به مقام استاد و هر سال يك جلد كتاب نيز چاپ شده است
در دوره جنگ تحميلي نه ماه متناوبا؛ در نقاط مختلف جبهه خدمت نموده
رئيس بخش نوزادان و اطفال بيمارستان رسالت تهران از سال 1357
تا كنون
دبير كميته آموزشي احياء نوزادان گروه اطفال دانشگاه علوم پزشكي شهيد
بهشتي
برگزاری بیش از 100 کارگاه احیاء نوزادان در دانشگاه
دبير كميته كنترل عفونت در بيمارستان امام حسين (ع)
دبیر کنفرانس های گروه اطفال دانشگاه از سال 1381 تاکنون که هر ماه یک
موردبیماری درکودکان معرفی ودانشجویان وانترن ها واساتید 8 بیمارستان
آموزشی دانشگاه : کودکان مفید ، امام حسین ، شهداء ، طالقانی ، لقمان
حکیم ، مدرس ، مسیح دانشوری ومهدیه بحث وتشخیص های افتراقی مطرح وسپس
تشخیص اصلی بیان میگردد.
عضو شورای پزشکی در سال های 1370 و1371 در نظام پزشکی .
عضو انجمن پزشکان کودکان ایران .
عضو سابق هیئت مدیره انجمن پزشکان کودکان ایران .
عضو انجمن اسلامی پزشکان ایران .
مسئول درمانگاه آموزشی بیمارستان کودکان مفید 1365-1360
مبتکر اولین سایت علمی ودانستنی های پزشکی وتغذیه کودکان ونوزادان و
خانم های باردار برای مادران ایرانی در سرتاسر جهان
مولف 11 جلد کتاب در کودکان :
کتاب بیماریهای عفونی کودکان جلد اول 1369
بیماریهای عفونی کودکان جلد دوم 1370
بیماریهای عفونی کودکان جلد سوم1370
بیماریهای شایع کودکان 1371
بیماریهای تنفسی کودکان 1371
پیشگیری از عفونت در پیوند اعضاء 1373
بیماریهای رایج عفونی کودکان 1373
نکات عملی در تشخیص ودرمان ایدز درکودکان1374
بیماریهای نوزادان 1376
کنترل عفونت در بیماران ، کارکنان ومراقبت کنندگان 1381
مسائل رایج طب اطفال بزرگداشت استاد دکتر محمد قریب 1358 -1378 تعداد
22 جلد
کتب ترجمه شده :
فوریت های طب کودکان 1375
مقالات درمجلات داخلی 41
ارائه مقاله وایراد سخنرانی در کنگره های داخلی 75
ارائه مقاله وایراد سخنرانی در کنگره های خارجی 25
استاد راهنما برای پایان نامه متخصصین اطفال وپزشکان عمومی 126
عضویت در مجامع بین المللی :
IPA
عضو انجمن بین المللی کودکان جهان
شركت در كنگره هاي خارجي
كنگره AAP در سانفرانسيسكو 1983
كنگره دهلي 1985
كنگره توكيو 1986
كنگره ICP پاريس 1989
كنگره نوزادان منيپال هندوستان 1990
كنگره بنگلور هندوستان 1990
كنگره ICP ريودوژانيرو برزيل 1992
كنگره ICP قاهره مصر 1995
كنگره مديترانهاي ابوظبي 1994
كنگره بین المللی اطفالICP
آمستردام 1998
كنگره بين المللي اطفال پكن 2001
کنگره بین المللی تروپیکال اطفال سپتامر 2002 آنکارا ، ترکیه
دوازدهمین کنگره اطفال امارات متحده عرب 2005 بیروت ، لبنان .
سیمین کنگره انجمن های کودکان در کشور های خاور میانه ومدیترانه
سپتامبر 2006 سوریه دمشق
مهمترین عوامل ورمز موفقیت :
اینجانب یزدی هستم از دیار مردمان سخت کوش آهنین وعزم های راسخ ، از
دیار تلاش ورحمت ، از دیار اعتقاد وصداقت ، از دیار دین وسنت ، از دیار
مردمان سر بلند ، از دیار بادگیر ها وقنات ها ، دیار سرزمینی که سال ها
آبشان را از ته حلقوم کویر در می آورند ، سرزمینی که درختانش با عرق
جبین ساکنانش آبیاری می شود
از همه مهمتر تمام موفقیت را مربوط به همراهی ، همدلی ، صمیمیت وهمکاری
همسرم میدانم ، شکر گزاری بر نعمات خداوند همیشه در نظر دارم
تلاش وامید سرلوحه زندگی من بوده وبا توکل به خدا مطمئن به موفقیت
توجه به این جمله پر ارزش :
برای چیزی کمتر از بهترین بودن نباید تلاش کرد
این پرسش مرتب مورد نظر من است : من برای کشورم چه کرده ام ؟
اما تلاش شبانه روزی دارم که در پایان زندگی با صدای بلند بگویم
من آنچه در توان داشته انجام داده ام مگر خداوند نگفته است
لیس لی الانسان الا ما سعی
بخود مرتب تکرار میکنم : ارزش انسان ها به چیز هائی نیست که به دست می
آورند بلکه به دل هائی است که تسخیر می کنند
Professional and Personal Memories
خاطره های نشاط انگیز در طب کودکان
THE JOYS OF PEDIATRICS
همه پزشکان باید برای سلامت انسان ها گام برداریم ، در این راستا
سلامت کودکان از اهمیت ویژه ای برخوردار است ، چرا که آنها تنها نقطه
ارتباط بشر با آینده هستند . شوخ طبعی و ، شجاعت وعشق کودکانه به مراتب
فراتر از هر تلاش مادی بزرگتر هاست ، به عنوان یک
آدمی باید در 5 خصلت با کودکان شرکت داشته باشد :
یکی آنکه همچون کودکان غم روزی نخورد ، دیگر چون بیمار شود از عذاب
ننالد وگله نکند وآنکه اگر طعامی داشته باشد با یکدیگر بخورد ،وچون
نزاع کند در دل نگاه ندارد وزود آشتی کند و با اندک چیزی راضی و خوشنود
گردد .
بزرگمهر
حکیم
کودکان افسانه ها می آورند درج در افسانه شان بس سر
و پند
مولوی
چون سرو کار تو با کودک فتاد هم زبان کودکی باید گشود
مولوی
کودکان فارغ از رسم ورسومات وقید وبند های اجتماعی بزرگ سالان ، چهره
تلخ واقعیت را صادقانه آشکار می کنند ، آنها وقتی که اتفاقات وحرف های
بزرگتر ها را به معنای تحت اللفظی آن برداشت می کنند ، اغلب اوقات با
نمک وخنده دار به نظر می رسند
بچه ها حرف های عجیب وغریبی می
زنند
خاطره 1
یک شب درب منزل به صدا درآمد وقتی در راباز کردم شیرخواری در حال تشنج
در آغوش مادر دیدم که مادر انگشتان را داخل دهان کودک قرار داده واز آن
خون جاری بود ولی مادر دست را خارج نمی نمود چون ممکن بود زبانش گاز
بگیرد که اقدام درمانی انجام شد.
خاطره 2
در سالهای 1340-1344 در زمان تحصیل پزشکی به اتفاق تعدادی از دوستان
برای تاسیس مسجد دانشگاه تهران از رئیس وقت دانشگاه که آقای دکتر
فرهاد بودخواستار شدیم که بخاطر بودجه آن موافقت نگردید در آن زمان با
جناب حجته الاسلام فلسفی خطیب و واعظ مشهور که منزل ایشان در خیابان ری
بود ملاقات وقول تامین بودجه را توسط بازاریان دادند مجددا وبه دفعات
متعدد با رئیس دانشگاه وقت گرفته وصحبت شد باز رئیس دانشگاه عذر آوردند
که مهندس مسجد باید از خارج دعوت شود که باز آقای فلسفی تمام مشکلات را
تقبل نمودند بالاخره مسجد دانشگاه ساخته شد ودر زمان انقلاب هسته مرکزی
ومحل تحصن علماء قرار گرفت واکنون محل برگزاری نماز جمعه میباشد
خاطره 3
درتاریخ 3/3/1343 اولین سالگرد شروع نهضت حضرت امام خمینی که 15 خرداد
1342 شروع گردیداینجانب در حین پخش اعلامیه های امام خمینی دستگیر وبه
زندان قزل قلعه بردند
خاطره 4
در سال 1372 ( 1993 ) که در میوکلینیک آمریکا بودم در یکی از روز های
سه شنبه که بیماری مشکل را معرفی می کردند دختر 17 ساله ی بود که 15
روز تب طولانی داشت وهمه
خاطره 5
شیر خوار 5 ساله پس از معاینه وقتی در حال نوشتن نسخه او بودم آمد جلو
میز من وگفت آقای دکتر آب نباتم را لطفا بدهید میخواهم بروم
خاطره 6
یک شب ساعت 11 بعد از ظهر آقائی تلفن به منزلم نمود که نوزاد 5 روزه ای
دارد که به علت زردی در بیمارستانی بستر ی بوده ومرخص شده است وکفته
اند عفونت ادراری هم دارد الان به نظر میرسد زرد تر شده باشد به ایشان
کفتم اگر خیلی زرد است فورا به منل بیاور ببینم یا به بخش نوزادان
بیماستان مراجعه وسفارش میکنم اقدام لازم انجام دهندیا فرداصبح ساعت 9
نزد من بیاور . عصر روز بعد خانم وآقائی به اتفاق فرزند 5/2 ماهه آمدند
که چکاپ گردد در ضمن از نوزاد شب قبل که 5 روزه وزردی داشت صحبت نمودند
وخانم گفت نوزاد 5 روزه برادر این نوزاد 5/2 ماهه است با تعجب به خانم
وآقا نگاه کردم وسوال کردم چگونه ممکن است پس از 5/2 ماه نوزاد دیگری
متولد شود ؟ خانم با حالت خنده گفت آقا زن دیگری دارند وخجالت می
کشیدند بیان کنند.
خاطره 7
در یکی از روز ها مادری به اتفاق فرزند 3 ساله اش به مطب آمد و گلایه
داشت که غذا نمی خورد بلافاصله من از بجه 3 ساله سوال کردم چرا غذا نمی
خوری؟ پاسخ داد برای اینکه زیاد است ومن به مادر گفتم بچه راست
میگوید معده بچه کوچک است.
خاطره 8
کودک 3 ساله در موقع معاینه واندازه گیری قد به او گفتم چرا مدتی است
که نیامدی ؟ گفت آخر داشتم بزرگ می شدم ودر آخر کار موقع خدا حافظی
آمد گفت آب نبات من کو ؟
خاطره 9
بچه 2 ساله عروسک بزرگی باندازه نصف خودش بغل کرده وبا ملافه وارد
کلینیک شد که اورا بخاباند وگفت به عروسکم هم شکلات بدهید .
خاطره 10
بچه 5/3 ساله ای که پسر بود وقتی روی تخت معاینه رفت گفت چه تخت بدی
است ؟ سوال کردم چرا ؟ به خاطر اینکه تشکش نرم نیست
خاطره11
درسال 1347 که در بندر دیلم برای درمان بیماران رفته بودم وسرخک شایع
شده بود تمام منطقه مبتلا شده بودند. یک روز یکی از اهالی ایلی که در
دره ای زندگی میکردند مراجعه کرد وگفت 5 کودک در دره مبتلا به سرخک شده
اندودارو می خواست ووقتی گفتم باید بیایم ومعاینه واقدام نمایم پاسخ
داد که راه نارد وتا بحال هیچ پزشکی به آنجا نیامده است بالاخره تصمیم
گرفتم شخصا هر طور شده به آن در ه بروم قسمتی از راه با جیپ وقسمتی از
راه را با اسب وبقیه را پیاده رفتم صحنه عجیبی بود چند درخت وآب چشمه
ای کوچک 1-2 الاغ و1-2 اسب وچند راس گوسفند درکنار آن آلاچیقی از حصیر
ونی وتنه درخت خرما ودر داخل آلاچیق 5 کودک سرخکی که به پنومونی مبتلا
شده بودند بد حال در آن موقع داروهای نسل دوم وسوم وچهارم وجود نداشت
با پنی سیلین تزریقی شربت های خوراکی درمان انجام وخواستم خداحافظی کنم
که با اصرار کفتند باید نهار باشم ومن قبول نمی کردم اصرار وپافشاری
شدید وکفتند برای ما اگر نهار نمانید عیب است وآنها یک گوسفند را سر
بریده بودندیعنی تقربا سرمایه اصلی را اهداء کرده بودند.
خاطره 12
در23 اردیبهشت ماه 1347 که تازه وارد بندر دیلم شدم وبرای تحویل گرفتن
درمانگاه از آقای دکتر احسانی شدم اطاق بزرگی بود یک گوشه آن قفسه دارو
، یک گوشه آن میز وسائل تزریقات که چراغ نفتی هم بود ووسائل سر سوزن
وسرنگ ودیگر وسائل را می جوشاندندواستریل می کردند ، در یک گوشه دیگر
اطاق میز کهنه ودرب داغون با تخت معاینه ویک پاراوان دیده می شد ودر
گوشه دیگر اطاق جداشده بود برای خواب پزشک بالاخره با چه حالی که
میتوانی حدس بزنید تحویل گرفتم ولی تصمیم گرفتم تحولی ایجاد کنم که
کردم به خاطره بعد توجه کنید.
این درحالی است که از 300 نفر هم کلاسی های اینجانب در دانشگاه تهران
حدود 200 نفر به آمریکا سفر کرنئد
خاطره 13 ادامه خاطره 12
با آقای دکتر موسوی که آن موقع مددیر کل بهداری بنادر ساحلی بودند
تلفنی در مورد درمانگاه واینکه یک اطاق برای معاینه ، تزریقات
،داروخانه ،انتظار و اطاق خواب پزشک صحبت نمودم ( داستان تلفن هم خود
داستانی دارد برای تلفن باید به تلفن خانه رفت وتلفن های دسته دار زنگ
می زدند سیر تکاملی تلفن تا امروز که به صورت موبایل در آمده است )وشرح
کامل درمانگاه را دادم البته ایشان اطلاع کافی از درمانگاه را داشتند
در پاسخ فرمودند اگر مردم 20
خاطره 14
در سال1345 بعد از دوره نظامی 4 ماهه در پادگان سلطنت آباد برای
گذراندن سپاه بهداشت در روستا ها به قریه مشهد پیراباد در اطراف
شهرستان بهبهان رفتم وهفته ای دوروز در یکی
خاطره 15
بچه 3 ساله دختر با مادرش مراجعه وجلو میز م ایستاد وگفت یک خورده سرما
خورده ام معاینه کردم و نسخه ای نوشتم پس از معاینه وموقع خاحافظی
گفت :
آقای دکتر وقتی دوباره سرما خوردم باز می آیم.
خاطره 16
نوزاد دختر 4 روزه با تب بالا 40 درجه و بیلی روبین 25 بستری گردید وشب
برای تعویض خون به اطاق عمل رفتم در موقع تعویض خون فوق العاده گریه می
کرد وگاهی با پستانکی که توسط پرستار به دهانش می گذاشت آرام می شد
ومجددا گریه میکرد تدریجا گریه وبیقراری نوزاد شدید تر می شد که نرسی
که نوزاد را کنترل می نمود اجازه خواست با تلفن موبایل آهنگ برای نوزاد
بگذارد ووقتی آهنگ گذاشت نوزاد آرام گرفت وکم کم به خواب رفت بالاخره
موسیقی در نوزاد هم موثر بود .
خاطره 17
در تاریخ 27 / 9 / 1372 نوزاد ف- ن 14 روزه ای را به مطب آوردند با
مادر وپدر عصبانی گفتم موضوع چیه ؟ مادر گفت من می خواهم شیر خودم را
به نوزادم بدهم واشک می ریخت ولی شوهر اجازه نمی دادومی گفت عقب افتاده
می شود من به او اطمینان دادم که با شیر مادر هوش شیرخوار افزایش می
یابد اما اوبه هیچوجه زیر بار نمی رفت اختلاف مادر وپدر درمورد شیر
مادر دادن وندادن به نوزاد آن قدر بالا گرفت که حتی تا جداشدن پیش می
رفت تا جائی که من به پدر گفتم حاضرم محضری به شما اطمینان دهم که با
شیر مادر نوزاد عقب افتاده نمی شود البته پدر رضایت نداد ولی مادر شیر
را می دوشید ودر یخچال وفریزر می گذاشت ودر زمانی که مادر در منزل نبود
به پدر می گفت شیر خشک را آماده کرده ودر یخچال گذاشته ام پس از گرم
کردن به شیرخوار بده واین کار انجام میشد با این ترتیب بدون رضایت پدر
شیر مادر داده شد (
البته خانم ها همیشه حرف اول را می زنند وفرمانده کل هستند وهرچه تصمیم
میگیرند انجام میدهند ) الان ف- ن وارد دبیرستان شده وبا هوش هم می
باشد ومادر هم خوشحال هست که شیر خودش را داده است
خاطره 18
در سال 1363 که به جبهه سنندج رفتم اولین شبی که وارد سنندج شدم ودر
بیمارستان توحید قرار بود تقسیم پزشکان انجام شود وپزشکان منتظر بودند
جاها تعیین شود ناگهان آمدند وگفتند کدام پزشک متخصص اطفال قرار است در
بیمارستان توحید باشد به من گفتند پزشک متخصص اطفال شما تعیین شده اید
دراین موقع اطلاع دادند یک کودک پسر 3 ساله به علت گلودرد بستری شده
وحلش خوب نیست گلودرد چرا بستری شده ؟ بلافاصله در ذهنم آمد اینطور که
می گویند بد حال است ممکن است دیفتری باشد وفورا جهت معاینه رفتم بخش
اطفال که
خاطره 19
کودک 7 ساله ای را بستری نمودم از یکی از نرس ها که به سر میزد خوشش
آمده بود ومیگفت خوش به حال شوهرش وخوش به حال بچه اش .
خاطره 20
دختر بجه 2 ساله را بستری نمودم غالبا گریه می کردوقتی یکی از
پرستاران ناخن هایش را لاک زد آرام شد
خاطره21
در سال 1360 دوقلوئی یکی باوزن 1100 گرم ویکی به وزن 900 که هر دو
بدحال بودند
خاطره 22 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||